السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
257
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
« مدينةالعلم » را در يك سياق و يك عبارت آورده ، مىرساند كه « باب مدينه علم » بودن ، متفرّع بر آن است كه از يك شجره باشند . بدينروى ، حديث شجره هم چون حديث نور ، دليل بر اعلميّت حضرت على است . حديث ششم : گنجى در باب پنجاه و ششم كتابش ( در مورد اختصاص حضرت على عليه السلام به لقب امام الاوليا ) ، به سندى كه در آن گروهى از بزرگان وجود دارند ، از ابنعبّاس روايت كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « هر كس خوش دارد همچون من زندگى كند و بميرد ، و در آن بهشت برينى ساكن شود كه پروردگارم درختانش را كاشته است ، بايد بعد از من ولايت على را بپذيرد و ولايت ولىّ او را به گردن گيرد و به امامان بعد از من اقتداء كند ، زيرا آنان خاندان منند و از طينت من آفريده شدهاند . به آنان فهم و علم روزى شده است . واى بر كسانى از امّت من كه برترى آنان را دروغ پندارند و پيوند مرا با آنان ببرند . خداوند شفاعت مرا نصيب آنان نخواهد كرد . » « 1 » نويسنده گويد : اين حديث دلالت مىكند بر وجوب اقتدا به امامان بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و بر اينكه امامان ، خاندان و عترت اويند و على نخستين آنان است . اين كلام ، امّتها را از تكذيب فضيلت آنان برحذر مىدارد تا بدينوسيله صلهى پيامبر را قَطع نكرده و از شفاعت حضرتش در روز قيامت محروم نشوند . پس مىبايد تأمّل شود : آيا اين حديث ، شاملِ تكذيبكنندگانِ حديث نور و منكران دلالت آن نمىشود ؟ حديث هفتم : گنجى در باب 56 ، به سندش از انس روايت كرده كه گويد : روزى رسول خدا مرا به دنبال ابوبرزه اسلمى فرستاد و در حالى كه مىشنيدم به او فرمود : « خداوندگار جهانيان دربارهى علىبنابىطالب ، از من عهد و پيمان گرفته است كه او رايت هدايت ، روشنگر ايمان ، پيشواى اولياى من و نور همهى كسانى است كه مرا اطاعت كنند . اى ابوبرزه ! علىبنابىطالب ، فرداى قيامت امين من و صاحب پرچم من است و امين من بر كليدهاى گنجينههاى رحمت
--> ( 1 ) . كفايةالطالب : 214 .